الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
135
علل الشرايع ( فارسي )
باب پنجاهم علت آنكه خداوند فقط با موسى تكلم فرمود 1 - حديث كردند مرا پدرم از . . . حضرت صادق عليه السّلام كه : خداى تعالى فرمود به حضرت موسى : آيا ميدانى چرا براى تكلم با خودم تو را برگزيدم و ديگرى را اين مقام و مرتبت ندادم ، عرضكرد نميدانم ، خطاب رسيد اى موسى چون نظر كردم بقلوب بندگانم و ظاهر و باطن همهء آنها را ديدم و نيافتم در ميان ايشان كسى را مانند تو كه خود را در پيشگاه ما ذليل بداند و بعد از نماز صورت خود را ( براى اظهار بندگى و عجز ) روى خاك بگذارد . 2 - حديث كردند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود از حضرت موسى چهل روز يا سى روز ( ترديد از راويست ) وحى قطع گرديد ( پس از اين مدت ) آن حضرت بالاى كوهى در شام كه آن را « أريحا » ميگفتند رفت و گفت : خدايا اگر بواسطه گناهان بنى إسرائيل وحى و كلام خود را از من قطع نمودى غفران و عفو تو قديمتر است ( از گناهان ايشان ، از تو درخواست بخشندگى و عفو مينمايم ) خطاب رسيد : اى موسى آيا ميدانى چرا از ميان بندگانم تو را برگزيدم براى وحى و كلام خودم ( كه بدون واسطه با تو سخن ميگويم ) عرضكرد نميدانم خدايا ، خطاب رسيد به جهت آنكه نظر افكندم بقلوب بندگانم و نديدم كسى را همانند تو كه تواضعش براى من بيشتر از تو باشد . سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود : حضرت موسى ( براى اظهار عظمت خدا و ذلت و بندگى خود ) بعد از نماز از جاى خود برنمىخاست تا هر دو طرف صورت خود را بر زمين ميگذارد « 1 » .
--> « 1 » اين دو حديث و احاديث ديگر در كتب مربوطه دليل است بر استحباب سجده شكر بعد از نمازها ، خاصه اگر سينهء خود را به زمين بچسباند كه منتها درجهء خضوع و خشوع است در پيشگاه ذات احديت و براى همين علت است كه خداوند مباهات ميفرمايد بملائكه و ميفرمايد اى ملائكه من مشاهده كنيد بندهء مرا كه بجا مىآورد عملى را كه بر او واجب نكردهام ، و نزديكترين حالات انسان به خداوند وقتى است كه در سجده باشد زيرا چنان كه گفته شد حد أعلاى خضوع و خشوع را مىرساند و اينكه خداوند به آن حضرت فرموده : تو را براى خاطر خضوع و خشوعت برگزيدم كه با من بلا واسطه سخن ميگوئى ، مراد كليه مردم هر زمانى هستند غير از پيغمبر اسلام با دلايل عقلى و نقلى ثابت شده كه پيغمبر خاتم افضل و برتر از حضرت موسى و تمامى پيغمبران ديگر است و خشوع و خضوع آن حضرت براى خدا بيشتر از تمامى پيغمبران بوده . و تكلم در لغت عرب بمعنى سخن گفتن بزبانست و تكلم خداوند با موسى ايجاد كلام و صوت بوده به صورت وحى بلا واسطه زيرا ميفرمايد : * ( ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِه ما يَشاءُ ) * ، خداوند با هيچ بشرى سخن نميگويد مگر از پس پرده حجاب ( بسبب ايجاد كلام و صوت ) و يا بوحى كه فرستادگان الهى از جنس ملك بر بشر نازل ميشوند و آنچه را كه خدا خواسته بايشان ميگويند . و علت نزول آيه اين بوده كه يهود برسول خدا اعتراض كردند چرا خدا با تو بيواسطه سخن نميگويد همانند حضرت موسى كه خدا را ميديد و با او سخن ميگفت . و روايت اول را كلينى در كافى ( 2 - 123 ) بسند ديگر نقل نموده .